غزل شمارهٔ 4585
Toggle stanza 1سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار
11
سنبل او می خرامد دست بر دوش بهار
تاکند در وقت فرصت حلقه درگوش بهار
22
از نگاه اولینم چشم او دیوانه کرد
نشأه جام نخستین است سر جوش بهار
33
در چمن تا قامت موزون او پیدا نشد
در کشاکش بود از خمیازه آغوش بهار
44
کی توانستی ز شور عندلیبان خواب کرد؟
از شکوفه گر نبودی پنبه در گوش بهار
55
خط دمید و همچنان رنگینی حسنش به جاست
درخزان ننشست این گلزار از جوش بهار
66
صائب از چندین هزاران خرمن امید خلق
دانه بی حاصلی باشد فراموش بهار
Sources
Persian text source: Ganjoor

