غزل شمارهٔ 6405
Toggle stanza 1زین گریه ها که هست گره در گلوی من
زین گریه ها که هست گره در گلوی من
پیدا شود دو زخم نمایان به روی من
نزدیک شد که جوش شکایت برآورم
ظرف هزار بحر ندارد سبوی من
یارب چه طالع است که هرگز خطا نشد
تیر حوادث از بدن همچو موی من
شد گردنم ز گردن قمری سیاهتر
از بس که اشک دست نهد بر گلوی من
از بی کسی به آینه گر روبرو شوم
صد حرف سخت، آینه گوید به روی من
چون صبح، چاک سینه من بخیه گیر نیست
عیسی مکن به رشته مریم رفوی من
عقلم برون نمی رود از سر به زور می
خالی نمی شود ز فلاطون کدوی من
آیینه ام ز گرد کدورت برهنه است
پیوسته صاف می گذرد آب جوی من
هر چند خاکمال مرا داد روزگار
راضی نشد به ننگ طلب آبروی من
صائب ز بس که حرف گل روی او زدم
صد عندلیب مست شد از گفتگوی من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من
زنجیر کرده ای در رحمت به روی من
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 402
شد خشک از گشودن لب آبروی من
آخر چو غنچه جام تهی شد سبوی من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6403
نازکترست از رگ جان گفتگوی من
باریک شد محیط چو آمد به جوی من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6404
Sources
Persian text source: Ganjoor

