غزل شمارهٔ 2575
Toggle stanza 1سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
11
سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
شاخ گل را رعشه از کف ساغر صهبا فکند
22
آنچنان کز خط کشیدن صفحه باطل می شود
جلوه او یک خیابان سرو را از پافکند
33
چون سپند آید سویدا در دل عاشق به رقص
پرده تا از روی خود آن آتشین سیما فکند
44
با وجود مغز، لایق نیست پیچیدن به پوست
حق پرستی هر دو عالم را زچشم مافکند
55
شد ره خوابیده هم پرواز با موج سراب
تا غزال وحشی من سایه بر صحرافکند
66
هر که پشت پا نزد بر خواب در راه طلب
کی به منزل می تواند پا به روی پافکند
77
من به آهی کوه غم از پیش دل برداشتم
رخنه ها فرهاد اگر از تیشه در خار افکند
88
سوزنی صائب بود در عالم تجرید بار
در میاه راه بار خود ازان عیسی فکند
Sources
Persian text source: Ganjoor

