Toggle stanza 1
سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
1

سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند

شاخ گل را رعشه از کف ساغر صهبا فکند

2

آنچنان کز خط کشیدن صفحه باطل می شود

جلوه او یک خیابان سرو را از پافکند

3

چون سپند آید سویدا در دل عاشق به رقص

پرده تا از روی خود آن آتشین سیما فکند

4

با وجود مغز، لایق نیست پیچیدن به پوست

حق پرستی هر دو عالم را زچشم مافکند

5

شد ره خوابیده هم پرواز با موج سراب

تا غزال وحشی من سایه بر صحرافکند

6

هر که پشت پا نزد بر خواب در راه طلب

کی به منزل می تواند پا به روی پافکند

7

من به آهی کوه غم از پیش دل برداشتم

رخنه ها فرهاد اگر از تیشه در خار افکند

8

سوزنی صائب بود در عالم تجرید بار

در میاه راه بار خود ازان عیسی فکند

Sources

Persian text source: Ganjoor