Toggle stanza 1
خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است
1

خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است

خس و خاری است که از موج به ساحل مانده است

2

اثری کز من بی نام و نشان هست و بجاست

گل خونی است که بر دامن قاتل مانده است

3

نیست یک دل که در او گوهر انصاف بود

صدفی چند درین دامن ساحل مانده است

4

منزل دور به غیرت فکند رهرو را

دل ز نزدیکی راه است که کاهل مانده است

5

خشک مغزان گهر از بحر به ساحل بردند

کشتی ماست که در دامن ساحل مانده است

6

چیست خشت و گل فانی که بر آن تکیه کنند

اثر آن است که از مردم کامل مانده است

7

رسته گشتند ز زندان جهان یک جهتان

مهره ماست که در ششدر باطل مانده است

Sources

Persian text source: Ganjoor