Toggle stanza 1
کسی برون سرازین بحربیکرانه کند
1

کسی برون سرازین بحربیکرانه کند

که سربه اره پشت نهنگ شانه

2

زمانه روی گل سرخ را بر آتش داشت

سزای آن که شکرخند بیغمانه کند

3

ز جوش گل نفس غنچه پردگی شده است

چگونه مرغ درین گلشن آشیانه کند

4

شکر به چاشنی زهر عادتی نرسد

زمانه ساز چه اندیشه از زمانه کند

5

شدم مقیم به دشت جنون چه دانستم

که موج ریگ روان کار تازیانه مند

6

به نخل خامه صائب شکستگی مرساد

که اختراع غزلهای عاشقانه کند

Sources

Persian text source: Ganjoor