غزل شمارهٔ 5718
Poet: Saib
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: اهیکهداشتمدارم
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
11
ز خال روز سیاهی که داشتم دارم
ز زلف رشته آهی که داشتم دارم
22
رسید اگر چه به پایان چو شمع هستی من
ز اشک و آه سپاهی که داشتم دارم
33
تو داد وعده خلافی بده به خاطر جمع
که من همان سر راهی که داشتم دارم
44
درین بهار که یک سبزه زیر سنگ نماند
ز زیر بال پناهی که داشتم دارم
55
چه سود ازین که سرم چون حباب رفت به باد
ز فکر پوچ کلاهی که داشتم دارم
66
به وصل گمشده خود رسید هر بی چشم
منم که چشم به راهی که داشتم دارم
77
ز خرمن است چه حاصل دل حریص مرا
که چشم بر پر کاهی که داشتم دارم
88
به رو اگر چه گناه مرا نیاوردند
ز انفعال گناهی که داشتم دارم
99
ز خوان وصل نشد سیر دیده ام صائب
گرسنه چشم نگاهی که داشتم دارم
Sources
Persian text source: Ganjoor

