Toggle stanza 1
وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد
1

وسعت مشرب زدل اندیشه فردا نبرد

این غبار از خاطر من دامن صحرا نبرد

2

کی شود با ما طرف در عاشقی هر خام دست؟

کوهکن با سخت بازی این قمار از ما نبرد

3

کیستم من تا دهم از عارض او دیده آب؟

شبنمی زین باغ خورشید جهان آرا نبرد

4

از ملامت بود فارغ خاطر آزاده ام

سنگ طفلان کوه تمکین مرا از جا نبرد

5

یک سرمو کم نشد از خط غرور حسن او

از سر طاوس مستی عیب پیش پا نبرد

6

از چراغان خلوت گورش شود تاریکتر

هر که زیر خاک با خود دیده بینا نبرد

7

دل زگرد خاکساری بر گرفتن مشکل است

از گهر گرد یتیمی صحبت دریا نبرد

8

عمر رفت و خار خار دل همان صائب بجاست

مشت خاشاکی به دریا سیل ازین صحرا نبرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2334 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood