Toggle stanza 1
چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد
1

چشم خونبارم گرو ز ابر بهاری می برد

نبض من از برق دست از بیقراری می برد

2

در دل آزاده ام گرد تعلق فرش نیست

سیل از ویرانه من شرمساری می برد

3

شبنم از فیض سحر خیزی عزیز گلشن است

گل به دامن خنده از شب زنده داری می برد

4

هر که حرف راست بر تیغ زبانش بگذرد

از میان چون صبح صادق زخم کاری می برد

5

گر سر صائب چو مهر از چرخ چارم بگذرد

حسرت روی زمین بر خاکساری می برد

Sources

Persian text source: Ganjoor