Toggle stanza 1
می شوی آواره از عالم عنان ما مگیر
1

می شوی آواره از عالم عنان ما مگیر

راه بر سیلی که دارد روی دریا مگیر

2

بخیه منت جراحت را کند ناسورتر

رشته از مریم مخواه و سوزن از عیسی مگیر

3

رتبه کامل عیاران ازمحک ظاهر شود

تن به سنگ کودکان ده ،دامن صحرامگیر

4

گریه های تلخ دارد خنده های شکرین

گردهد دامن به دستت گل ز استغنامگیر

5

دوزخ نقدست صحبت با خدا بیگانگان

رحم برخود کن ،درین زندان وحشت جامگیر

6

جوش این میخانه از رخسار آتشناک توست

ای بهشتی روی از خاک شهیدان پامگیر

7

می کند ناسور داغ تشنگی راآب شور

چون صدف دندان به دل نه ،آب از دریامگیر

8

می شود آخر بیابان مرگ، جویای سراب

رحم اگر برپای خود داری پی دنیامگیر

9

در سیاهی یافت صائب خضر آب زندگی

هیچ دامانی بغیر از دامن شبهامگیر

Sources

Persian text source: Ganjoor