Toggle stanza 1
بوسه را کنج دهان یار دارد گوشه گیر
1

بوسه را کنج دهان یار دارد گوشه گیر

گوشه های دلنشین بسیاردارد گوشه گیر

2

سربه صحرا دادحشر آسودگان خاک را

همچنان ماراخیال یار داردگوشه گیر

3

نیست ازعزلت غرض زهاد را جز صید خلق

عنکبوتان را مگس در غار دارد گوشه گیر

4

سخت می گیرد فلک برمردم روشن گهر

لعل را خورشید درکهسارداردگوشه گیر

5

حسن عالمگیر او خورشید عالمتاب را

از حیا در رخنه دیوار دارد گوشه گیر

6

از تریهای فلک دل درحجابت غفلت است

در نیام این تیغ رازنگارداردگوشه گیر

7

می کنند از فتنه مردم گوشه گیری اختیار

فتنه راآن نرگس خونخوار دارد گوشه گیر

8

از گزند خال زیرزلف او ایمن مباش

زهررادرمهره اینجامارداردگوشه گیر

9

از ملامت اهل دل صائب به عزلت ساختند

غنچه را زخم زبان خار دارد گوشه گیر

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4642 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood