Toggle stanza 1
خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
1

خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد

شور بلبل، خنده گل، بوی ریحان می گزد

2

موسی از شرم صفای ساعد سیمین او

همچو طفلان آستین خود به دندان می گزد

3

هر که را افتاد بر لبهای میگون تو چشم

تا شکرخند قیامت لب به دندان می گزد

4

آسمان را دل نسوزد بر شکایت پیشگان

دایه بیزارست از طفلی که پستان می گزد

5

(برق می خواهد به من تعلیم بیتابی دهد

شعله شوق مرا تحریک دامان می گزد)

6

تا زکف داده است صائب دامن وصل ترا

گاه پشت دست و گاهی لب به دندان می گزد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 2407 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood