غزل شمارهٔ 2407
Toggle stanza 1خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
11
خاطر آزرده را سیر گلستان می گزد
شور بلبل، خنده گل، بوی ریحان می گزد
22
موسی از شرم صفای ساعد سیمین او
همچو طفلان آستین خود به دندان می گزد
33
هر که را افتاد بر لبهای میگون تو چشم
تا شکرخند قیامت لب به دندان می گزد
44
آسمان را دل نسوزد بر شکایت پیشگان
دایه بیزارست از طفلی که پستان می گزد
55
(برق می خواهد به من تعلیم بیتابی دهد
شعله شوق مرا تحریک دامان می گزد)
66
تا زکف داده است صائب دامن وصل ترا
گاه پشت دست و گاهی لب به دندان می گزد
Sources
Persian text source: Ganjoor

