غزل شمارهٔ 121
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: ارعافیتداردمرا
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
11
خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
خاکساری در حصار عافیت دارد مرا
22
تا چه بدمستی ز من سرزد که دوُرِ روزگار
در کشاکش از خمار عافیت دارد مرا
33
آسمان گر از خزانِ درد پامالم کند
بهْ که سرسبز از بهار عافیت دارد مرا
44
تا سبو بر دوش دارم از خمار آسودهام
مِیکِشی در زیر بار عافیت دارد مرا
55
صبحِ محشر شور در عالم فکند و همچنان
آسمان امیدوار عافیت دارد مرا
66
شُکرِ زنجیرِ جنون بر گردنِ من واجب است
مدّتی شد در حصار عافیت دارد مرا
77
اهلِ دُردی نیست صائب زین همه دُردیکشان
تا به جامی شرمسار عافیت دارد مرا
Audio
0:000:00
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

