Audio
Toggle stanza 1
خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
1

خُلقِ خوش در نوبهار عافیت دارد مرا

خاکساری در حصار عافیت دارد مرا

2

تا چه بدمستی ز من سرزد که دوُرِ روزگار

در کشاکش از خمار عافیت دارد مرا

3

آسمان گر از خزانِ درد پامالم کند

بهْ که سرسبز از بهار عافیت دارد مرا

4

تا سبو بر دوش دارم از خمار آسوده‌ام

مِی‌کِشی در زیر بار عافیت دارد مرا

5

صبحِ محشر شور در عالم فکند و همچنان

آسمان امیدوار عافیت دارد مرا

6

شُکرِ زنجیرِ جنون بر گردنِ من واجب است

مدّتی شد در حصار عافیت دارد مرا

7

اهلِ دُردی نیست صائب زین همه دُردی‌کشان

تا به جامی شرمسار عافیت دارد مرا

Audio

0:000:00

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor