غزل شمارهٔ 6630
Toggle stanza 1ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
11
ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
یک قطره ازان قلزم زخار مرا ده
22
هر لحظه به جامی نتوان کرد دهن تلخ
گر صاف و گر درد، به یکبار مرا ده
33
مستی است کلید در گنجینه اسرار
بیش از همه کس ساغر سرشار مرا ده
44
سامان نگه داشتن راز ندارم
جامی که دهی بر سر بازار مرا ده
55
بیماری من روی به بهبود ندارد
هر چیز که خواهد دل بیمار مرا ده
66
از رد و قبول دگران باک ندارم
یک ذره قبول نظر یار مرا ده
77
نه خاتم جم خواهم و نه ملک سلیمان
دستی به خراش دل افگار مرا ده
88
آیینه من حوصله جلوه ندارد
از بهر خدا غوطه به زنگار مرا ده
99
مجموعه فردوس به کامل خردان باش
سرمشق جنونی ز خط یار مرا ده
1010
تلخ است ز شیرینی جان کام و دهانم
یک بوسه ازان لعل شکربار مرا ده
1111
یا سهل نما کار جگرخوار جنون را
یا دست و دلی در خور این کار مرا ده
1212
این آن غزل آدم عشق است که فرمود
آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

