غزل شمارهٔ 6630

Toggle stanza 1
ساقی قدحی از می اسرار مرا ده
1

ساقی قدحی از می اسرار مرا ده

یک قطره ازان قلزم زخار مرا ده

2

هر لحظه به جامی نتوان کرد دهن تلخ

گر صاف و گر درد، به یکبار مرا ده

3

مستی است کلید در گنجینه اسرار

بیش از همه کس ساغر سرشار مرا ده

4

سامان نگه داشتن راز ندارم

جامی که دهی بر سر بازار مرا ده

5

بیماری من روی به بهبود ندارد

هر چیز که خواهد دل بیمار مرا ده

6

از رد و قبول دگران باک ندارم

یک ذره قبول نظر یار مرا ده

7

نه خاتم جم خواهم و نه ملک سلیمان

دستی به خراش دل افگار مرا ده

8

آیینه من حوصله جلوه ندارد

از بهر خدا غوطه به زنگار مرا ده

9

مجموعه فردوس به کامل خردان باش

سرمشق جنونی ز خط یار مرا ده

10

تلخ است ز شیرینی جان کام و دهانم

یک بوسه ازان لعل شکربار مرا ده

11

یا سهل نما کار جگرخوار جنون را

یا دست و دلی در خور این کار مرا ده

12

این آن غزل آدم عشق است که فرمود

آن جام لبالب کن و بردار مرا ده

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor