Toggle stanza 1
کریم اوست که خود را بخیل می داند
1

کریم اوست که خود را بخیل می داند

عزیز اوست که خود را ذلیل می داند

2

درین محیط چو غواص هر که محرم شد

نفس کشیدن خود قال وقیل می داند

3

کسی که آتش خشم و غضب فرو خورده است

میان شعله حضور خلیل می داند

4

خوشم به گریه خونین که آن بهشتی روی

سرشک تلخ مرا سلسبیل می داند

5

ازین سیاه درونان به اهل دل بگریز

که کعبه چاره اصحاب فیل می داند

6

کبودی رخ خود را زسیلی اخوان

عزیز مصر به از رود نیل می داند

7

سفینه ای که به گل در کنار ننشسته است

چه قدر بادمراد رحیل می داند

8

ز چرخ کام به شکر دروغ نتوان یافت

که راه حیله سایل بخیل می داند

9

زبان راه بیابان اگر چه پیچیده است

به صد هزار روایت دلیل می داند

10

امید رحم ز خورشید طلعتی است مرا

که خون شبنم گل را سبیل می داند

11

دلی که محرم اسرار غیب شد صائب

نسیم را نفس جبرئیل می داند

Sources

Persian text source: Ganjoor