غزل شمارهٔ 3623
Toggle stanza 1به کف شعله اگر نقد شرر میآید
11
به کف شعله اگر نقد شرر میآید
دل رم کرده ما هم ز سفر میآید
22
دست پیچیدن و دل بردن و پنهان گشتن
هرچه میگویی از آن موی کمر میآید
33
چرخ را آه شرربار من از جا برداشت
دیگ کمحوصلگان زود به سر میآید
44
هست تا بر فلک از اختر سیار اثر
سنگ بر شیشه ارباب هنر میآید
55
ای خوشا عالم امید و برومندی او
نخل این باغ به یک روز به بر میآید
66
این نه دریاست، که از کاوش این سنگدلان
اشک تلخی است که از چشم گهر میآید
77
لاله دارد خبر از برق سکبسیر بهار
که نفس سوخته از خاک بدر میآید
88
صائب از سیر گلستان سخن میآیم
گل خورشید مرا کی به نظر میآید؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

