غزل شمارهٔ 2289
Toggle stanza 1نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
11
نمک به دیده غفلت کن از سفیده صبح
که صد کتاب سخن هست در جریده صبح
22
ما ز جامه احرام را کفن زنهار
مشو چو مرده دلان غافل از سفیده صبح
33
ازان سفینه خورشید آسمان سیرست
که بادبان کند از پرده های دیده صبح
44
چو آفتاب بود گرم، نان راهروی
که روزیش بود از سفره کشیده صبح
55
بیاض سینه روشندلان رقم سوزست
ستاره نقطه سهوست بر جریده صبح
66
به سوزن مژه آفتاب هیهات است
رفوپذیر شود سینه دریده صبح
77
مرا که با دل شب راز در میان دارم
چه دل گشاده شود صائب از سفیده صبح؟
Sources
Persian text source: Ganjoor

