غزل شمارهٔ 3234
Poet: Saib
Metre: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
Rhyme: لکارفرماید
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید
حواس کم خرد را نفس جاهل کار فرماید
سلاح بیجگر را خصم پردل کار فرماید
به ور دست نتوان تیر کج را راست گرداندن
به حکمت نفس را پیوسته عاقل کار فرماید
به جان آورد عذر نفس عقل کارفرما را
پشیمان می شود هر کس به کاهل کار فرماید
زموج بیقراری حرص آسودن نمی داند
زبان را در طلب پیوسته سایل کار فرماید
موش غافل زکار حق که تا گردیده ای غافل
به کار خود ترا دنیای باطل کار فرماید
تلاش خاکساری می کنم در عشق، تا دیدم
که تیغ موج را دریا به ساحل کار فرماید
ندارد بر گرفتاران ترحم عشق سنگین دل
مسلمان را فرنگی با سلاسل کار فرماید
به خون کردم دهان تیشه را چون کوهکن شیرین
به تلخی چندم آن شیرین شمایل کار فرماید؟
حیات شمع شد کوتاه از اشک پشیمانی
چرا تیغ زبان را کس به محفل کار فرماید؟
سبکسیری که دارد راه دوری در نظر صائب
مروت نیست مرکب را به منزل کار فرماید
Sources
Persian text source: Ganjoor

