غزل شمارهٔ 857
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
Rhyme: انهمیدانیمما
Poetic form: Ghazal
Reciter: عندلیب
Toggle stanza 1هر که با ما می کند بیگانگی
11
هر که با ما می کند بیگانگی
معنی بیگانه می دانیم ما
22
نه فلک را گرد آن شمع طراز
جوشش پروانه می دانیم ما
33
از دو عالم گرچه بیرون رفتهایم
خویش را در خانه می دانیم ما
44
همچو صائب شهپر توفیق را
همت مردانه می دانیم ما
55
عقل را دیوانه می دانیم ما
عشق را فرزانه می دانیم ما
66
دست و تیغ عالم خونریز را
شیشه و پیمانه می دانیم ما
77
استقامت را درین وحشت سرا
لغزش مستانه می دانیم ما
88
در ریاض عشق، بخت سبز را
سبزه بیگانه می دانیم ما
99
گوشه ای کز خود کند ما را خلاص
گوشه میخانه می دانیم ما
1010
گفتگوی دولت بیدار را
سر به سر افسانه می دانیم ما
1111
در گلو چون گریه می گردد گره
از قناعت، دانه می دانیم ما
1212
در قمار عشق جان را باختن
بازی طفلانه می دانیم ما
1313
این محیط پر حباب و موج را
گوهر یکدانه می دانیم ما
1414
هر دلی کز آرزوها پاک شد
خلوت جانانه می دانیم ما
1515
قانع از دنیا به رنگ و بو شدن
سخت نامردانه می دانیم ما
1616
دیده قربانیان حیرتیم
خواب را افسانه می دانیم ما

