Toggle stanza 1
شفق آلود شراب است مگر دستارم؟
1

شفق آلود شراب است مگر دستارم؟

که فتاده است به پا همچو سحر دستارم

2

هیچ وقت از گرو باده نیامد بیرون

از سر پنبه میناست مگر دستارم؟

3

چه کنی سرزنش من، که قضا می بندد

هر گل صبح به عنوان دگر دستارم

4

با دستان سر و دستار ز هم نشناسند

ریشه چون صبح ندارد به جگر دستارم

5

هیچ کس را گنهی نیست در آشفتن من

خودبخود گشت پریشان چو سحر دستارم

6

عشق از آن جوش که در مغز من انداخت، هنوز

مضطرب چون کف دریافت به سر دستارم

7

سر برون نازده از چاک گریبان وجود

رفت بر باد فنا همچو شور دستارم

8

من و از کوی مغان پای کشیدن صائب؟

گرو باده نگیرند مگر دستارم

Sources

Persian text source: Ganjoor