Toggle stanza 1
چند امید به خوی تو ستمگر بندم؟
1

چند امید به خوی تو ستمگر بندم؟

نخل مومین به هواداری اخگر بندم

2

لب ز اظهار محبت نتوانستم بست

من که با موم دو صد روزن مجمر بندم

3

همچنان سبزه من گرد یتیمی دارد

جگر تشنه اگر بر لب کوثر بندم

4

زخم من چون گل صد برگ ز ناخن شده است

ننگ صد بوسه چرا بر لب خنجر بندم؟

5

روز فرهادی من چند بود پرده نشین؟

تیغ کوهی به کف آرم کمری بر بندم

6

دیگر از هیچ رخی نشأه می گل نکند

شوری بخت اگر بر لب ساغر بندم

7

چشم بر ابر ندارد صدف قانع من

آب شور از مژه افشانم و گوهر بندم

8

مهر کردم روش نامه فرستادن را

دوزخی را ز چه بر بال کبوتر بندم؟

9

صائب از خنده او تا نظری یافته ام

تهمت تلخی گفتار به شکر بندم

Sources

Persian text source: Ganjoor