غزل شمارهٔ 5183
Poet: Saib
Toggle stanza 1زبان مار بود خار آشیان فراق
11
زبان مار بود خار آشیان فراق
که باد جلوه گه برق، خانمان فراق
22
چو آفتاب زبانهای آتشین خواهم
که الامان زنم از تیغ بی امان فراق
33
هزار شق شود از درد همچو خامه موی
زبان خامه فولاد از بیان فراق
44
چو برگ لاله شود داغدار پرده گوش
شود چو گرم سخن آتشین زبان فراق
55
حبابش از سر نوح است و موجش ازدم تیغ
برون میار سراز بحر بیکران فراق
66
نهشت با کمرش دست درمیان آریم
که بشکند کمر دوری و میان فراق
77
چو موج محو شدم در محیط وصل و هنوز
به روی بحر کشم مد داستان فراق
88
نمی رسد به پریشانیم، اگر صائب
ز تار زلف کنم مد داستان فراق
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

