غزل شمارهٔ 1735
Poet: Saib
Toggle stanza 1کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟
کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟
سیاه خیمه لیلی ز آه مجنون است
مسیح سوزن خود گو به هرزه تیز مکن
که چشم آبله ما به خار هامون است
شکوه سنگدلان زور عشق می خواهد
به قصر بردن شیرین نه کار گلگون است
به دست موی شکافان کسی اسیر مباد
همیشه زلف ز سودای شانه مفتون است
به دست بد گهران داد بوسه گاه مرا
دلم ز غیرت تبخال او پر از خون است
ز خرمی مژه بر هم نمی توانم زد
شبی که پنجه اطفال اشک گلگون است
سبب مپرس تهیدستی مرا صائب
گناه سرو همین بس بود که موزون است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون است
ببین ز دیده پر خون که حال دل چون است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 64
ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 54
ز من مپرس که در دست او دلت چون است
ازو بپرس که انگشتهاش در خون است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 84
هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
به هر ترنم مرغی هزار مضمون است
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 123
حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
که همچو سبزه شمشیر تشنه خون است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1736
Sources
Persian text source: Ganjoor

