غزل شمارهٔ 1736
Poet: Saib
Toggle stanza 1حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
حذر کنید ز چشمی که آسمان گون است
که همچو سبزه شمشیر تشنه خون است
ز گریه ای که به دامان دشت مجنون ریخت
هنوز داغ لاله کشتی خون است
دل رمیده من گرد کاروان غزال
جنون دوری من گردباد هامون است
ز مرگ، صولت دیوانگان نگردد کم
که چشم شیر چراغ مزار مجنون است
ز شکر، جرأت اهل هوس فزون گردد
زبان شکوه عشاق نعل وارون است
گرفته اند بر او همچو طوق فاخته تنگ
به جرم این که درین باغ سرو موزون است
نشانه تنگ کند بر خدنگ میدان را
دلی که نیست هوایی همیشه محزون است
به عشق حسن چو پیوست آرمیده شود
که خوابگاه غزالان کنار مجنون است
تو ز انتظار هما استخوان خود بگداز
که در خرابه ما جغد نیز میمون است
کسی که سر به گریبان خم کشد صائب
سرآمد همه آفاق چون فلاطون است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بیا که دل ز غمت خون و دیده پر خون است
ببین ز دیده پر خون که حال دل چون است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 64
ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 54
ز من مپرس که در دست او دلت چون است
ازو بپرس که انگشتهاش در خون است
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 84
هوا بدیهه رسانست و باغ موزون است
به هر ترنم مرغی هزار مضمون است
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 123
کجا ز دایره عشق، حسن بیرون است؟
سیاه خیمه لیلی ز آه مجنون است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1735
Sources
Persian text source: Ganjoor

