غزل شمارهٔ 708
Toggle stanza 1کوتاه ساز رشته آمال خویش را
11
کوتاه ساز رشته آمال خویش را
مپسند در شکنجه پر و بال خویش را
22
پرواز من به بال و پر توست، زینهار
مشکن مرا که می شکنی بال خویش را
33
دست دعا بود سپر ناوک قضا
در کار خیر صرف کن اقبال خویش را
44
دل واپسان به هیچ مقامی نمی رسند
بفرست پیشتر ز اجل مال خویش را
55
آن سنگدل که آینه ما به سنگ زد
می دید کاش صورت احوال خویش را
66
با دشمنان دوست نما در میان منه
صائب اگر ز اهل دلی، حال خویش را

