غزل شمارهٔ 5927
Toggle stanza 1از ناله نی راز دل عشق شنیدیم
از ناله نی راز دل عشق شنیدیم
زین کوچه به سر منزل مقصود رسیدیم
راهی به سر آن مه شبگرد نبردیم
چندان که چو خورشید به هر کوچه دویدیم
دیدیم که بر چهره گل رنگ وفا نیست
ما نیز سر خود به ته بال کشیدیم
در دیده ما نشتر آزار شکستند
هر چند چو خون در رگ احباب دویدیم
با زلف بگو در پی صید دگر افتد
ما از خم دامی که رمیدیم، رمیدیم
از گریه ما هیچ دلی نرم نگردید
در ساعت سنگین سر این تاک بریدیم
در گوش ز فریاد جرس پنبه گذاریم
نشنیدنی از همسفران بس که شنیدیم
چون موج نشد قسمت ما گوهر مقصود
هر چند که از طول امل دام کشیدیم
دیدیم که در روی زمین اهل دلی نیست
چون غنچه به کنج دل خود باز خزیدیم
کردیم وداع کف خاکستر هستی
روزی که به آن شعله جانسوز رسیدیم
دیدیم ندارد سر ما زاهد بیدرد
از صومعه خود را به خرابات کشیدیم
شیر شتر و روی عرب چند توان دید؟
پا از سفر کعبه مقصود کشیدیم
هر چند ز خط راه توان برد به مضمون
ما هیچ به مضمون خط او نرسیدیم
در سینه دل، چاک فکندیم چو صائب
این نامه به تدبیر نشد باز، دریدیم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1480
از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1490
خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1491
المنةلله که نمردیم و بدیدیم
دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 39 - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 135 - این قطعه را بر گور نظام الملک محمد نوشتند
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 607
چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم
ما پیر به روشندلی صبح ندیدیم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5928
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

