Toggle stanza 1
خط را به دور عارض او شان دیگرست
1

خط را به دور عارض او شان دیگرست

هر مور ازین سپاه سلیمان دیگرست

2

از نوشخند گل دل من وا نمی شود

صبح امید من لب خندان دیگرست

3

هر غنچه ای به شور نمی آورد مرا

شور جنون من ز نمکدان دیگرست

4

زاهد اگر به سدره و طوبی است تخته بند

ما را نظر به سرو خرامان دیگرست

5

بر روی کس مخند که هر خنده ای ز گل

بر عندلیب زخم نمایان دیگرست

6

در گلشنی که بند نقاب تو واشود

هر داغ لاله دیده حیران دیگرست

7

هر چند در حلاوت گفتار حرف نیست

با شهد خامشی ز سخن شان دیگرست

8

آن را که دل سیاه شود از قبول خلق

بر سینه دست رد کف احسان دیگرست

9

از تشنگی به دیده باریک بین من

هر موجه سراب رگ جان دیگرست

10

صائب اگر چه سیر گل و لاله دلگشاست

دست و دل گشاده گلستان دیگرست

Sources

Persian text source: Ganjoor