غزل شمارهٔ 1662
Poet: Saib
Toggle stanza 1غبار هستی ما پرده دار سیلاب است
غبار هستی ما پرده دار سیلاب است
کتان طاقت ما شیر مست مهتاب است
دهان شیر بود خوابگاه وادی عشق
حصار عافیت این محیط، گرداب است
چنان ز سیر چمن خاطرم گزیده شده است
که شاخ گل به نظر آستین قصاب است
عیار آتش روی ترا چه می داند؟
هنوز دیده آیینه در شکرخواب است
اگر ز غیبت ما در حضور می افتند
حضور خاطر ما در حضور احباب است
ترا چه بهره ز رنگینی کلام بود؟
که همچو طفلان چشمت به سرخی باب است
به دور زلف تو کفر آنچنان رواج گرفت
که طاق نسیان امروز طاق محراب است
سر مشاهده عیب خود اگر داری
کدام آینه بهتر ز عالم آب است؟
چرا خموش نگردند طوطیان صائب؟
سخن شناس درین روزگار نایاب است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چشم خرد آیینهٔ جام می ناب است
ابروی سخن در شکن موج شراب است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 449
ترا که عالم آیینه عالم آب است
چه احتیاج به تحصیل باده ناب است؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1660
به چشم خفته شکرخواب اگر چه مهتاب است
بیاض دیده روشندلان شکرخواب است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1661
ریاض هستی ما سبز از می ناب است
بنای زندگی ما چو خضر بر آب است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1663
Sources
Persian text source: Ganjoor

