غزل شمارهٔ 4002
Poet: Saib
Toggle stanza 1به پرسش من در خون نشسته میآید
11
به پرسش من در خون نشسته میآید
چراغ طور به بالین خسته میآید
22
ز بس شکستگی از صفحه جهان شد محو
صدا درست ز جام شکسته میآید
33
زمانه سخت نگیرد گشادهرویان را
همیشه سنگ به درهای بسته میآید
44
چگونه چتر تو از بال بلبلان نشود
به پای بوس تو گل دستهدسته میآید
55
چنان ز غیرت بلبل ادب رواج گرفت
که باغبان به چمن چشمبسته میآید
66
ز رشک عشق به مهتاب بدگمان شدهام
که بوی درد ز رنگ شکسته میآید
77
سبو ز ورطه غم میبرد مرا بیرون
گشاد کار من از دستبسته میآید
88
هلاک مردمی چشم او شوم صائب
که خود خراب و به بالین خسته میآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

