Toggle stanza 1
از گریه شبانه فزاید جلای چشم
1

از گریه شبانه فزاید جلای چشم

باشد ز اشک گرم چراغ سرای چشم

2

اجزای حسن زیر و زبر می شود ز خط

جز پیشگاه جبهه و دولتسرای چشم

3

از قید خط و زلف امید نجات هست

بیچاره عاشقی که شود مبتلای چشم

4

از باز چشم بسته نیاید اگر شکار

چون می برد ز اهل نظر دل حیای چشم؟

5

خیزد به رنگ دود ز مژگان نگه مرا

گرم است بس که از دل گرمم هوای چشم

6

در منزلت ز خنده اگر گریه بیش نیست

بالاتر از دهن ز چه دادند جای چشم

7

صائب غبار اگر چه به آیینه دشمن است

از خط چون غبار بود توتیای چشم

Sources

Persian text source: Ganjoor