Toggle stanza 1
چه میان است که دایم چو دل من لرزد
1

چه میان است که دایم چو دل من لرزد

اینقدر مور مگر بر سر خرمن لرزد؟

2

عجبی نیست ز تأثیر نظربازیها

که دل چشمه خورشید به روزن لرزد

3

سخن از موی میان و سر زلفش مکنید

مپسندید کز این بیش دل من لرزد

4

دانه ام خال لب کشت شد از سوختگی

در زمینی که دل برق به خرمن لرزد

5

تنگ چشمی اگر (از) خاک چنین گیرد اوج

دل عیسی به سر سوزن آهن لرزد

6

لرزش مردم عالم به سر دین و دل است

دل صائب به سر طره پرفن لرزد

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…