غزل شمارهٔ 3891
Toggle stanza 1خزان رسید وگل افشانی بهار نماند
11
خزان رسید وگل افشانی بهار نماند
به دست بوسه فریب چمن نگار نماند
22
چنان غبار خط آن صفحه عذار گرفت
که جای حاشیه زلف برکنار نماند
33
ز خوشه چینی این چهره های گندم گون
سفید را به نظر یک جو اعتبار نماند
44
ز نغمه سنجی داود گوش می گیرند
فغان که نغمه شناسی درین دیار نماند
55
ز پیش آتش خویش چگونه بگریزم
مرا که قوت پرواز یک شرار نماند
66
خموشیم اثر شکر نیست چون صائب
دماغ شکوه ام از اهل روزگار نماند
Sources
Persian text source: Ganjoor

