غزل شمارهٔ 3613
Poet: Saib
Toggle stanza 1عاشق دلشده هرچند که آواز دهد
11
عاشق دلشده هرچند که آواز دهد
کوه تمکین تو مشکل که صدا باز دهد
22
راه در خلوت وصل تو سپندی دارد
که ز خاکستر خود سرمه به آواز دهد
33
صیدبندی که ازو چشم رهایی دارم
چشم را مشکل اگر رخصت پرواز دهد
44
عاشق از کاوش آن غمزه نمی اندیشد
کبک ما سینه خود طرح به شهباز دهد
55
تا بود زنده، کبابش ز دل خود باشد
هرکه را ساغری آن دلبر طناز دهد
66
تو که از دیدن کف حوصله را می بازی
به تو چون سینه دریا گهر راز دهد؟
77
دل مصفا شود از زخم زبان، جا دارد
شمع صد بوسه اگر بر دهن گاز دهد
88
دهن خویش به دشنام میالا زنهار
کاین زر قلب به هرکس که دهی باز دهد
99
مطلب از دگران روشنی دل صائب
که دلت را نفس سوخته پرداز دهد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

