غزل شمارهٔ 4232
Toggle stanza 1چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
11
چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
پایم به گل فرو شده از برشکال هند
22
چون موج می پرد دلم از بهر زنده رود
آبی نمی خورد دلم از بر شکال هند
33
ای خاک سرمه خیز به فریاد من برس
شد سرمه استخوان من از خاکمال هند
44
بوی ستاره سوختگی بر مشام خورد
روزی که دود کرد به مغزم خیال هند
55
سرمایه قناعت من لخت دل بس است
چشم طمع سیاه نسازم به مال هند
66
روزی که من برون روم از هند برشکال
با صدهزار چشم بگرید به خال هند
77
صائب به غیر خامه شکرفشان تو
امروز کیست طوطی شکر مقال هند
Sources
Persian text source: Ganjoor

