Toggle stanza 1
چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند
1

چشم طمع ندوخته حرصم به مال هند

پایم به گل فرو شده از برشکال هند

2

چون موج می پرد دلم از بهر زنده رود

آبی نمی خورد دلم از بر شکال هند

3

ای خاک سرمه خیز به فریاد من برس

شد سرمه استخوان من از خاکمال هند

4

بوی ستاره سوختگی بر مشام خورد

روزی که دود کرد به مغزم خیال هند

5

سرمایه قناعت من لخت دل بس است

چشم طمع سیاه نسازم به مال هند

6

روزی که من برون روم از هند برشکال

با صدهزار چشم بگرید به خال هند

7

صائب به غیر خامه شکرفشان تو

امروز کیست طوطی شکر مقال هند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور