غزل شمارهٔ 2003
Toggle stanza 1دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
11
دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
مرغ حریص را گره دام، دانه ای است
22
شور مرا نسیم بهاران بهانه ای است
هر شاخ گل، جنون مرا تازیانه ای است
33
از اختیار ناقص خود دست شستن است
گر بحر بیکران جهان را کرانه ای است
44
شوری که کوه سر به بیابان نهد ازو
بخت به خواب رفته ما را فسانه ای است
55
آزاده ای که خاک نهادی است مشربش
بر صدر اگر قرار کند، آستانه ای است
66
دل را بس است از دو جهان درد و داغ عشق
مرغ غریب را پر و بال آشیانه ای است
77
زنهار پا برون منه از گوشه قفس
مطلب ز زندگانی اگر آب و دانه ای است
88
چون آفتاب خنده بر آفاق می زند
آن را که همچو چهره زرین، خزانه ای است
99
صحن چمن ز نغمه طرازان تهی شده است
از بلبلان به جای، همین آشیانه ای است
1010
صائب در کریم به محتاج بسته نیست
طاعت وسیله ای و عبادت بهانه ای است
Sources
Persian text source: Ganjoor

