Toggle stanza 1
کجا ز سینه من غم شراب می‌شوید
1

کجا ز سینه من غم شراب می‌شوید

چه زنگ از دل آیینه آب می‌شوید

2

چه آب روشن ازین چرخ نیلگون جویم

که رخ به خون شفق آفتاب می‌شوید

3

کسی که در پی اصلاح بخت تیره ماست

سیاهی از پر و بال عقاب می‌شوید

4

علاج تشنه دیدار نیست جز دیدار

کجا غم از دل بلبل گلاب می‌شوید

5

به حسن ساده‌دلی چشم هر که باز شود

به اشک تلخ ندامت کتاب می‌شوید

6

اگر غبار یتیمی توان ز گوهر شست

کدورت از دل من هم شراب می‌شوید

7

ز بس که دلبر من تشنه جمال خود است

به آبگینه ز رخ گرد خواب می‌شوید

8

به گریه تیرگی از دل رود که از ریزش

ز روی خویش سیاهی سحاب می‌شوید

9

که گفته است در ابر سفید باران نیست

رخش غم از دل من در نقاب می‌شوید

10

چراغ سوختگان می‌شود ز هم روشن

به اشک چهره آتش کباب می‌شوید

11

غبار غم ننشیند به دامنی صائب

که توبه نامه من با شراب می‌شوید

Sources

Persian text source: Ganjoor