Toggle stanza 1
اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید
1

اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید

ز چشمه سار گهر زود دیده آب دهید

2

مرا پیاله دیگر نمی دهد مستی

به من ز ناف غزالان شراب ناب دهید

3

عجب که روی عرق ریز یار بگذارد

که همچو سبزه خوابیده تن به خواب دهید

4

کمند گوهر مقصود رشته اشک است

چو برگ گل دل صد پاره را به آب دهید

5

عمارت دل ویران ثوابها دارد

پیاله ای به من خانمان خراب دهید

6

به ترک سر چو توان شد ز درد سر آزاد

چه لازم است که دردسر گلاب دهید

7

ستاره عرق روی یار در گذرست

ازین چکیده خورشید دیده آب دهید

Sources

Persian text source: Ganjoor