غزل شمارهٔ 5806
Toggle stanza 1چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
11
چشمی به گریه تر نشد از دود آتشم
یارب چه بود مصلحت از بود آتشم؟
22
پروانه مرا به چراغ احتیاج نیست
چون کرم شبچراغ زراندود آتشم
33
آسوده اند سوختگان از گداز عشق
از خامیی که هست مرا، عود آتشم
44
پای چراغ سوختگان است سینه ام
از داغ عشق، کعبه مقصود آتشم
55
سوزی که هست در جگر من مرا بس است
خامی نمی کند هوس آلود آتشم
66
دیگر عنان گریه نیارد نگاه داشت
در دیده ای که سرمه کشد دود آتشم
77
نه مستحق عشقم و نه در خور هوس
بیگانه بهشتم و مردود آتشم
88
خاکسترست حاصل نشو و نمای من
بی عاقبت چو خرمن نابود آتشم
99
از آه کم نشد پرکاهی غم از دلم
شد چهره کهربایی ازین دود آتشم
1010
چون گوهر گرامی آدم درین بساط
مسجود آفرینش و مردود آتشم
1111
صائب نگشت نرم دل آهنین من
عمری است گرچه در کف داود آتشم
Sources
Persian text source: Ganjoor

