Toggle stanza 1
از دیار مردمی دیار در عالم نماند
1

از دیار مردمی دیار در عالم نماند

آشنارویی به جز دیوار در عالم نماند

2

تیشه فولاد انگشت ندامت می گزد

حیف یک فرهاد شیرین کار در عالم نماند

3

هر کجا خاری است در پیراهن من می خلد

گرچه از چشم تر من خار در عالم نماند

4

از بنای استوار شرع با آن محکمی

غیر برفین گنبد دستار در عالم نماند

5

گوشه چشمی نماند از مردمی در روزگار

سرمه واری نرمی گفتار در عالم نماند

6

طالب آمل گذشت و طبعها افسرده شد

کز چه رو آن آتشین گفتار در عالم نماند

Sources

Persian text source: Ganjoor