Toggle stanza 1
ما به ساقی و حریفان به شراب افتادند
1

ما به ساقی و حریفان به شراب افتادند

ما به سرچشمه و یاران به سراب افتادند

2

ثمر از ماست اگر برگ دگرها بردند

گوهر از ماست اگر خلق در آب افتادند

3

خبر از داغ جگرسوز غریبان دارند

موجهایی که ز دریا به سراب افتادند

4

پشت دادند به دیوار صدف چون گوهر

قطره هایی که به دریا ز سحاب افتادند

5

آه افسوس بود حاصل معمارانی

که به تعمیر من خانه خراب افتادند

6

در چمن رشک بر آن بال فشانان دارم

که به سرپنجه شاهین و عقاب افتادند

7

شب زلف تو چه افسانه ندانم سر کرد

عاملانی که به دیوان حساب افتادند

8

دل معمور از آن قوم طلب کن صائب

که به یک جلوه مستانه خراب افتادند

Sources

Persian text source: Ganjoor