Toggle stanza 1
گر به شاهان جهان مسند عزت دادند
1

گر به شاهان جهان مسند عزت دادند

گوشه ای هم به من از ملک قناعت دادند

2

دیولاخی است جهان در نظر وحشت من

تا مراره به پریخانه عزلت دادند

3

کیست بر حرف من انگشت گذارد دیگر؟

کز خموشی به لبم مهر نبوت دادند

4

یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب

بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند

5

لب به خون تر کنم از نعمت الوان جهان

تا چو شمشیر به من جوهر غیرت دادند

6

وای بر ساده دلانی که درین وحشتگاه

پشت از جسم به دیوار فراغت دادند

7

چه کند آتش دوزخ به گنهکارانی

کز جبین آب به صحرای قیامت دادند

8

منت خشک ز سرچشمه کوثر نکشد

هرکه را آب ز شمشیر شهادت دادند

9

صائب از صافی مشرب می نابش کردم

گر به من درد ز میخانه قسمت دادند

Sources

Persian text source: Ganjoor