Toggle stanza 1
بی حاصلی که تربیت بید می کند
1

بی حاصلی که تربیت بید می کند

این شغل پوچ را به چه امید می کند

2

چون خضر هرکه ذوق شهادت نیافته است

رغبت به زندگانی جاوید می کند

3

از برگ بهر قتل خود آماده است تیغ

بی حاصلی نگر که چه با بید می کند

4

نشنیده است بلبل بی درد بوی عشق

این ناله های زار به تقلید می کند

5

چون شبنم آن کسی که بلندست همتش

دامن گره به دامن خورشید می کند

6

کوه از صدای خوش چه عجب گرز جا رود

گردون طرب به نغمه ناهید می کند

7

دست از اثر مدار که تا جام هست خلق

بی اختیار یاد ز جمشید می کند

8

بی گفتگو ز معنی تجرید غافل است

آن ساده دل که دعوی تجرید می کند

9

بی طالعی که شکوه ندارد ز روزگار

روز سیاه خویش شب عید می کند

10

از فکر زلف وروی تو آن کس که فارغ است

شب روز و روز شب به چه امید می کند

11

هر کس صفیر خامه صائب شنیده است

کی گوش بر ترانه ناهید می کند

Sources

Persian text source: Ganjoor