غزل شمارهٔ 5784
Toggle stanza 1در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
11
در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام
22
شد تشنه تر ز باده روشن پیاله ام
خالی و پر ز ماه چو آغوش هاله ام
33
مجنون من به گوش فلک حلقه می کشید
روزی که بود ناف غزالان پیاله ام
44
هر دانه ای به دام نمی آورد مرا
باشد ز کوه قاف چو عنقا نواله ام
55
پیر مرا فسرده نسازد چو دیگران
با کهنگی جوان چو می دیر ساله ام،
66
ز افسردگی اگر می لعلی کنم به جام
چون لاله خون مرده شود در پیاله ام
77
داغی که بود بر جگر از چشم لیلیم
شد تازه از سیاهی چشم غزاله ام
88
دیگر عنان دل نتواند نگاه داشت
صائب به گوش هر که رسد آه و ناله ام
Sources
Persian text source: Ganjoor

