غزل شمارهٔ 4999

Audio
Toggle stanza 1
ز خارزار تعلق کشیده دامان باش
1

ز خارزار تعلق کشیده دامان باش

به هر چه می کشدت دل ،ازان گریزان باش

2

قد نهال خم از بار منت ثمرست

ثمر قبول مکن سرو این گلستان باش

3

درین دو هفته که چون گل درین گلستانی

گشاده روی تر از راز می پرستان باش

4

تمیز نیک و بد روزگار کار تو نیست

چو چشم آینه در خوب و زشت حیران باش

5

ز گریه شمع به پروانه نجات رسید

تو نیز در دل شب همچو شمع گریان باش

6

ز بخت شور مکن روی تلخ چون دریا

گشاده روی تر از زخم با نمکدان باش

7

کدام جامه به از پرده پوشی خلق است؟

بپوش چشم خود از عیب خلق و عریان باش

8

درون خانهٔ خود، هر گدا شهنشاهی است

قدم برون منه از حدّ خویش، سلطان باش

9

کلید رزق ترا، سین جستجو دارد

چو آسیا پی تحصیل رزق گردان باش

10

خودی به وادی حیرت فکنده است ترا

برون خرام ز خود خضر این بیابان باش

11

هوای نفس تُرا ساخته است مرکب دیو

به زیر پای درآور هوا، سلیمان باش

12

ز بلبلان خوش الحان این چمن صائب

مرید زمزمه حافظ خوش الحان باش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

0:000:00

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor