غزل شمارهٔ 1686

Toggle stanza 1
به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست
1

به هر که می نگرم زیر چرخ دلگیرست

که میهمان لئیم از حیات خود سیرست

2

گهر ز گرد یتیمی تمام می گردد

مس و جود مرا درد باده اکسیرست

3

پیاله چشم و چراغ است شیر گیران را

به چشم بیجگران گرچه دیده شیرست

4

کنار کشت مده موسم بهار از دست

که موج سبزه به پای نشاط زنجیرست

5

مباش سرکش و مغرور و بی ادب که هدف

همیشه از رگ گردن نشانه تیرست

6

ز پیچ و تاب ندارد گزیر روشندل

ز موج خویشتن آب روان به زنجیرست

7

چه سود جوهر ذاتی چو کارفرما نیست؟

که بی کش، دم شمشیر پشت شمشیرست

8

ز خضر وحشت سیلاب می کنم صائب

خرابی دل مغرور من ز تعمیرست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor