غزل شمارهٔ 3311
Poet: Saib
Toggle stanza 1رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
رهرو عشق چه پروای مغیلان دارد؟
بیخودی در ته پا تخت سلیمان دارد
این همان عشق غیورست که صد یوسف را
از فراموشی جاوید به زندان دارد
خط به رویش چه سخنهای پریشان که نگفت
نه همین پاس دل مور سلیمان دارد
رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند
این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد
نافه از چین نفس سوخته ای آورده است
سر پیوند به آن زلف پریشان دارد
صفحه خاک کجا و رقم عیش کجا؟
این سفال از نفس سوخته ریحان دارد
مرده خواب غرورند حریفان صائب
کیست تا گوش به این مرغ خوش الحان دارد؟
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چشم من خنده شیرین تو گریان دارد
دل من را لب پر شور تو بریان دارد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 749
هرکه بر پستهٔ خندان تو دندان دارد
جان کشد پیش لب لعل تو گر جان دارد
AttarDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 14
دل عاشق چه غم از شورش دوران دارد؟
کشتی نوح چه اندیشه ز طوفان دارد؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3310
تشنگان حال جگر سوختگان می دانند
خبر از تشنه ما ریگ بیابان دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3312
Sources
Persian text source: Ganjoor

