غزل شمارهٔ 565

Toggle stanza 1
آب حیوان زند آب در میخانه ما
1
آب حیوان زند آب در میخانه ما
می گزد خضر لب از حسرت پیمانه ما
2
از سر شیشه اگر پنبه بگیرد ساقی
گل ابری شود از گریه مستانه ما
3
در دل ما نبود منزلتی دنیا را
گنج افتاده ز طاق دل ویرانه ما
4
دانه سوخته خال، پر و بال رساند
بر لب کشت همان خال بود دانه ما
5
چند از دور کسی دست بر آتش دارد؟
رشته فرسود ادب شد پر پروانه ما
6
صائب از بس که پریشانی خاطر جمع است
جغد وحشت کند از سایه ویرانه ما

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor