Toggle stanza 1
قطع امید ز هجران و وصالش کردم
1

قطع امید ز هجران و وصالش کردم

سیر چشمانه قناعت به خیالش کردم

2

پشت دستم هدف زخم ندامت شده است

که چرا دست در آغوش خیالش کردم

3

مرغ تصویر در آرامگهم گر جنبید

نامه شوق ترا شهپر بالش کردم

4

سرو اگر کرد به شمشاد تو بی اندامی

به یک آه چمن افروز خلالش کردم

5

در شب تار پی دزد دویدن جهل است

دل اگر برد ز من زلف، حلالش کردم

6

سرو اگر بر سر من سایه رحمت افکند

من هم از نسبت قد تو نهالش کردم

7

قفل تبخال زدم بر دهن خود صائب

قطع امید ز خضر و ز زلالش کردم

Sources

Persian text source: Ganjoor