غزل شمارهٔ 808
Toggle stanza 1از خلق خبر نیست ز خود بی خبران را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حیف استکشد سعی دگر بادهکشان را
یاران به خط جام ببندید میان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 132
هرچند گرانی بوَد اسباب جهان را
تحریک زبان نیشتر است این رگ جان را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 135
ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را
یاقوت چه ارزد بده آن قوتِ روان را
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 18
آراست جهاندار دگرباره جهان را
چو خلد برین کرد، زمین را و زمان را
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 9 - در توحید
خاموشی ما گشت بدآموز، بتان را
زین پیش وگر نه اثری بود، فغان را
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 16
ترتیب کهن تازه شد آیین زمان را
نو داد نسق شاه جهانگیر جهان را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 2 - این قصیده در مدح ابوالمنصور جهانگیر پادشاه در حین ملازمت ایشان در تعریف شکار گفته شده است
ای خاک درت صندل سرگشته سران را
بادا مژه جاروب رهت تاجوران را
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 3 - مطلع دوم
استاد چه حاجت بود آن سرو روان را؟
خط حاشیه دان می کند آن غنچه دهان را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 809

